komijan family tree - شجره و انساب کمیجان

۱۳۸٦/۳/۱

نسب خانوادگی شیرین خانوم

 

 

 

مطالبی که در زیر میاید یک فایل اطلاعاتی است که از طرف بزرگواری بنام آقای نادر طهماسبی برای من ارسال شده است و ایشان با لطف خود مرا به بخشی از انساب کمیجان آشنا نموده اند . بویژه در مورد بانوی محترم و گرامی و خوشنامی بنام محروم شیرین خانوم ، قابله مهربان و معروف کمیجان.

 

 

 

سلام مهندس جان

 

 

 

با توجه به علاقه جالب و پسندیده شما به فرهنگ و سنت اهالی کمیجان که از آن بسیار خوشم آمد این عریضه را برای کامل کردن بانک اطلاعات شما می نویسم . امید است شرایطی پیش بیاید تا این خاطرات و شجره نامه ها بطور دقیق در کتابی ثبت شود .

 

 

 

آنطور که پدر خدا بیامرزم حاج پرویز طهماسبی تعریف می کرد پدر پدر بزرگم یک هفت تیر ساز مقیم طهران قدیم بوده است .

 

 

 

سنگ قبر وی تحت عنوان استا قلی طهرانی تا مدتها قبل ( من هفت سال است کمیجان نیامده ام ) در قبرستان کنار مسجد کهنه افتاده بود . در روی سنگ قبر وی نقش دو تفنگ بصورت ضربدر وجود داشت و نام استا قلی طهماسب طهرانی متوفی به سال 1264 ه.ق ثبت است . آخرین باری که این سنگ قبر را دیدم ( 1375) این سنگ از وسط شکسته بود .

 

 

 

وی گویا توسط خانهای کمیجان در سفری که به تهران داشتند اجیر می شود و در کمیجان همسری اختیار می کند که از اصل و نسب وی چیزی نمی دانم . از وی پسرها و دخترهایی بدنیا می آیند .

 

 

 

جالب است بدانید که یکی از عمه های پدرم تا 1358 در شهرستان نیشابور زندگی می کرد و در آنجا با آقای تقی آبادی پسر عمه بابای من زندگی می کرد . اینکه چگونه عمه بابام در نیشابور( تقی آباد) سر و کله اش پیدا شد چیزی نمی دانم ولی به احتمال قوی حاصل یک ازدواج با اهالی این روستا بوده است . الان پسر های آقای تقی آبادی در این شهر هستند .

 

 

 

یکی دیگر از عمه های دیگرش کور بود و در یکی از روستاهای اطراف کمیجان که نامش را فراموش کردم زندگی می کرد . من وقتی با پدرم به کمیجان می رفتم همیشه به بابام اصرار می کردم که حتما پیش این عمه ام برویم ! یکی دیگر از عمه های بابام نیز همراه با شوهرش که کار اداری پیدا کرده بود به تهران مهاجرت می کند که در باره اش صحبت خواهم کرد .

 

 

 

اما داستان دو عموی پدرم جالب تر است . نام پدربزرگم صفرعلی بود و نام عموی پدرم را به خاطر ندارم ولی شاید بتوان نامش را از حسین رضا طهماسبی استعلام کرد .  

 

 

 

صفرعلی وارد نظام می شود و عموی پدرم در کمیجان می ماند . صفرعلی در نظام دوره افتخار را طی می کند و به مقام سرگردی ( زمان رضا شاه ) می رسد و به سبب همین موقعیت شغلی به شهرستان هشتپر طوالش مامور می شود . عکسی از وی موجود بود که قیافه اش شباهت زیادی به برادر بزرگم ( جمشید ) دارد . منتهی عکس بطور مرموزی گم شده است و نمی دانم کدام یک از بستگان آن را کش رفته اند !  

 

 

 

صفرعلی در رشت سه تا زن اختیار می کند . زرین تاج ، شیرین و یک زن دیگر که نامش را نمی دانم . این زن غریبه بعد از گرفتن طلاق با بچه پسرش راهی شهرستان چالوس می شود که ما هیچ خبری از آنها نداریم .

 

 

 

شیرین خانوم یک سیده اهل روستاهای خلخال بوده است که گویا در بیمارستان رشت کار قابلگی کرده و ان را خوب یاد گرفته بود و از عکسهایش معلوم است در جوانی زنی خوشرو بوده است .

 

 

 

زرین تاج را هم نمی دانم واقعا اهل کجاست ولی احتمال قوی می دهم وی کمیجانی بوده است . زیرا بچه اول وی بنام محرمعلی در کمیجان بدنیا امده است . پدرم از زرین تاج خیلی تعریف می کرد و گویا زن بسیار خوبی بوده است. صفرعلی از همسرش زرین تاج سه بچه محرم ، پریوش ( که کر و لال بوده است ) و خسرو را داشت .

 

 

 

صفرعلی از شیرین خانوم یک پسر بنام پرویز و یک دختر بنام پروین می آورد .

 

 

 

پدربزرگم زمانی که پدرم تنها هفت سال(1312) داشت در رشت سکته می کند و می میرد . قبر وی در تالش است منتهی به علت پیشروی دریا قبر وی با وجود تلاش پدرم یافت نشد . اما در این اثنا نامه عموی پدرم فرا می رسد که در آن از صفرعلی خواسته شده بود که پروین را به نکاح پسرش محرمعلی در بیاورد . با توجه به بی سرپرست شدن جمع خانوادگی آنها از خدا خواسته راهی کمیجان می شوند .

 

........

 

بستگانی که از هشتپر راهی کمیجان شدند فامیل طهماسب نظامی دارند . دلیلش هم این است که وقتی صفرعلی جهت گرفتن شناسنامه به اداره ثبت احوال رشت مراجه می کند ، درخواست نام خانوادگی طهماسبی را می کند ولی چون طهماسبی قبلا در رشت صادر شده بود کارمند آن اداره به خاطر لباس نظامی پدربزرگم نام خانوادگی طهماسب نظامی را در شناسنامه اش ثبت می کند ولی بستگان عموی پدرم در اراک نام خانوادگی طهماسبی را گرفتند .

 

 

 

با رسیدن خانواده پدرم ، پروین به نکاح محرمعلی در میآید . از برادرهای محرمعلی می توانم به قربانعلی اشاره داشته باشم .از خواهرهایش به مرحومه فاطمه و زرین طلا می توانیم اشاره داشته باشیم .

 

 

 

 زرین طلا به عقد محرم عمویم در امد که الان مقیم تهران هستند . قربانعلی هم داستانی دارد ولی او پس از گشت و گذار زیاد به کمیجان امده است و پسرهایش اکنون مقیم تهران هستند .

 

 

 

خانواده پدرم در خانه صفرعلی در کمیجان که چسبیده به خانه عمویم است مقیم شدند . این منزل هم اکنون نیز موجود  است .

 

 ( 1312) در کمیجان پدرم با دختر حسین دشتبان کمیجان ازدواج می کند (1326) . جالب است بدانید که تمامی پسرهای صفرعلی به سبب اهمیتی که صفرعلی برای سوادآموزی داشت ، با سواد بودند .

 

 

 

الان کتابی خطی به زبان ترکی پدرم با قلم نوشته است . البته کتاب گویا کپی برداری از یک کتاب دیگر بوده است ولی در نوع خود جالب است و من ان را خیلی دوست دارم . تاریخ پایان کتاب سال 1327 ثبت شده است .

 

 

 

دو پسر اول پدرم در سن طفولیت در کمیجان دیفتری می گیرند و می میرند . در آن زمان پدرم و عموهایم بخاطر اینکه سرشان کلاه رفته بود و هیچ ملک و املاکی نداشتند  راهی تهران شده بودند .

 

 

 

پدرم خدمتکار پرفسور حکیم شد . ( البته بین خودمان بماند ) پدرم در انزمان به خانه عمه اش که گفتم با شوهرش راهی تهران شده بود زیاد رفت و آمد می کرد .

 

 

 

خانواده عمه ام نسبتا پولدار و اشرافی بودند و از اولین کمیجانی های مهاجر به تهران محسوب می شدند . پسرعمه بابام با دخترعموی بابام در تهران ازدواج کرد . پسرعمه بابام گویا زمانی در تیم ملی بسکتبال ایران بازی می کرده است و ادم بسیار خوشنامی بود و من قیافه وی را بخوبی بیاد دارم .

 

 

 

بدنبال فوت دو برادرم ، پدرم مادرم را به تهران می اورد و در تهران پسر سومشان هم فوت می کند ولی بعد از آن بقیه پسرها (3) و دخترهایش (2) سالم هستند .

 

 

 

نام دایی من که اکنون مقیم کمیجان است ، درویشعلی است که از پسرهایش عزیزالله در تهران است و رضا در کمیجان ساکن می باشد . عمه و شوهر عمه من هم حدود دو سال پیش فوت کردند ولی از بستگانشان پسرش محمدرضا در کمیجان ساکن است و بقیه دخترها و پسره مقیم تهران هستند .

 

 

 

از پسرهای معروفش حسین رضاست که زیاد به کمیجان می آید و داماد آقای ضیغمی است . پسر دیگرش غلامرضا نام دارد .  

 

 

 

 

 

                                                                                  با تشکر- نادر

 

 

 

 اگر سوال داشتی ما در خدمتیم !        

 

 

 

خیلی ممنون عزت شما مستدام باشد . امیدوارم کسی از مطالب دلگیر نشود .

 

 

 

Mohammad Komijani
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

صفحات دوستان


فرزندان كميجان

چؤگور

كميجان خبر

كميجان 1

چرگزي كميجان

عاقبت به خير

درباره نويسنده

شعر كميجان

هنر كميجان

حاج رضوان

دائرةالمعارف کميجان



انساب كميجان

ايلهاي برچلو و بزچلو

تاريخ و جغرافياي كميجان

تعزيهخواني در كميجان

داداشعلی كلوانی

شهداي كميجان

عراقي - شاعر كميجان

فرهنگ و آداب كميجان

گؤللر و قوش دره

مشهدي تقي جاويد

نامداران كميجان

درباره نويسنده

1 كميجان

تصاوير کميجان



Komijan2002

Komijan View

Komijan Home Pages


GeoCities

IranSeek

Ryze

WebSpawner

سايتهاي مرتبط با بورچالي



روزنامه نويد آذربايجان

(بورچاليهاي (نقده

بورچاليهاي گرجستان

قالي بورچالو

موسيقي بورچالي


آمار بازديد


پرشين‌بلاگ