komijan family tree - شجره و انساب کمیجان

۱۳۸٢/٤/۳۱

طوايف و انساب کميجان

خانواده هاي بزرگ

 

طوايف گوناگوني در كميجان زندگي ميكرده و هم اكنون نيز زندگي مي كنند  در اين بخش ابتدا بذكر اسامي طايفه هاي عمده و روابط سببي و نسبي آنان مي پردازم .

 

فخارنيا ها ،  بهادري ها  ، سلطاني ها ، يزدي ها . جاويدها ، حدادي ها ،

 

سهرابي ها ، فخارها محمدخواه ها ،  امامي ها ،  سادات كميجان ، محمدی

 

 ها ، سعادتي ها ، عيسي آبادي ها ،ياري و اناري ها  ، پزشكي ها ، هاشمی

 

 ها ، زلفي ، شاهورديها ، حاجيلوها ، بيات ها ، جيران ها  ميوه ها  ،

 

حجازي ها ، حسيني ها ، ناطقي ها  ، حداديها  ، زلفي ها ، مهديزاده ها ،

 

خوشخبري رشيدي ها ، قابضي ها ، تجلي ها ، دارابي ها ، مرادي ها ،

 

اسلامي ها ، اميني ها ، ضيغمي ها شاهمراديها  و حسنی ها و آزادنیاها و کریمی ها و کرباسی ها ، فرجی ها ، افشار ها و شهاربی و مرادی و عربی ها .... و كميجاني ها .

 

بهادري ها

خانواده هاي وابسته به آدور بادور را كه به عبارتي بنيانگذار كميجان بوده بهادري مي نامند و آنان به چند گروه تقسيم شده اند :

خانواده هاي خوانين

اعقاب كربلايي محمدعلي

 آقاعلي بيگ

اعقاب كربلايي قهرمان

كربلايي يولچي خان يكي از ملاكين بزرگ ظهيرآباد بود كه ريش بلندي ميگذاشت و معروفست كه وقتي در زمستانها وضو ميگرفت آبهاي چكيده از موهاي ريش بلندش يخ بسته و آويزه قنديلهاي يخي ايجاد مي كرد ، آنمرحوم 7 دختر داشت كه به همسري ناطقي و ملاموسي و حسن سلطاني و ... درآورد و باينترتيب اين طايفه ها از طرف مادر با يكديگر قرابت دارند .

سلطاني ها

فرزندان و نوادگان گلمراد بوده اند و او چهار پسر بنامهاي علي و عبدالله و حسن و حسين داشت .

حسن فرزند گل مراد ، شهربان دختر كربلايي يولچي خان را بزني گرفت و از او پسري بنام ابراهيم بدنيا آمد كه يكي از افراد بانفوذ و پيگير كميجان بود و دائماً در زمينة انجام كارهاي عمراني كميجان به ادارات مختلف مراجعه ميكرد و اتفاقاً خيلي هم مؤثر بود .

ابراهيم سلطاني       دختر حاج روح الله را بزني گرفت و  از او سه پسر بنامهاي حسين آقا و فرج آقا و محمدآقا و سه دختر بنامهاي فرخ و صديقه و فاطمه بوجود آمدند ، ابراهيم سلطاني و پسرانش مدتها در زمينه نگهداري آسياب موتوري و برقي و آرد نمودن گندم روستا و اتوبوس داري و حمل و نقل مسافري به مردم كميجان خدمت كرده اند و پس از انقلاب به اراك و تهران مهاجرت كردند .

ابراهيم سلطاني يكي از افراد دلسوز و خدوم كميجان بود كه توجه زيادي به امور عام المنفعه داشت و در ادارات مختلف دولتي ، امور عمراني كميجان را به نمايندگي از طرف مردم كميجان پيگيري مي نمود .

عبدالله دختر كربلايي                را بزني گرفت و از او سه پسربنامهاي حاج ولي و اسد و سعدالله بوجود آمدند ، ولي با شوكت دختر عمويش ازدواج كرد و پسرانش نبي الله و عزت الله و عبدالله بودند ، نبي دختر عربي را بزني گرفت و از او چندين پسر و دختر بوجودآمده اند ، نبي الله تعزيه خوان بود و مدتها در نقش ابن سعد ، در مجالس تعزيه انجام وظيفه و اظهار ارادت به آل رسول الله ميكرد و رانندة بود و در سال در جادة اراك تصادف كرد و جان به جان آفرين تسليم كرد ، و يكي از پسرانش بنام    همان نقش پدر در تعزيه را احيا كرده و ابن سعد خوان شده است .

عزت الله پس از تحصيلات ابتدايي به تهران مهاجرت كرد و به نيروي انتظامي پيوست و با    دختر ازدواج كرد و از او هم تعدادي دختر و پسر بوجود آمده اند و در تهران ساكن هستند.

 علي گل مراد با    دختر     ازدواج كرد و نتيجة آن دو پسر بنامهاي حاج رضا و حاج محمود و حاج عزيز و دو دختر بنامهاي شوكت و   بود .

محمود با صفيه دختر   ازدواج كرده و از او 4  پسر بنامهاي اكبرآقا و اسدآقا و فرج آقا و نوردين و    دختربا اسامي محبوب و   بوجود آمدند ، اسدآقا هنوز هم بغير از كشاورزي پارچه فروشي ميكند و از ميان نسل آنان فقط نوردين تحصيل كرد و پس از گرفتن ديپلم به آموزش پرورش پيوست و به اراك مهاجرت كرد و بقية فرزندان حاج محمود ، همگي كشاورز بودند .

دخترش محبوب با عبدالله خان از اهالي آمره ازدواج كرد .

حاج رضا با ليلان دختر ازدواج نمود و پسرانش بنامهاي روح الله و جعفر بودند و دخترانش مقدس و طوبي كه اولي به همسري ابراهيم بهادري و دومي مادر حسين سياه  در آمدند  .

زن دوم او هم زهرا سمقاوري بود و از او هم پسري بنام محمد بوجود آمده و دختري بنام كبري كه به همسري نادعلي در آمد و اين خانم سمقاوري كه اصالتاً از اهالي روستاي سمقاور بود ، از شوهر سابقش پسري بنام دكتر دادخواه داشت كه در اراك زندگي ميكرد.

اين زهراخانم به آقاحسين هم شوهر كرده و احمد آقاحسين و دختري بنام طوبي خانم نتيجة آن ازدواج است كه به ازدواج عزيز در آمد .

حاج روح الله با كبري دختر كربلايي يحيي احمدي ازدواج كرد و پسرانش : جعفر و علي اصغرو حجت و حبيب و علي و دخترانش فاطمه و       بودند ، غير از علي ، تمامي پسران حاج روح الله به شهرهاي اراك و همدان مهاجرت و ازدواج كردند و در آن شهرها ساكن هستند .

حسين با گوهر خوشخبري دختر شيخ زين العابدين ازدواج كرد و شش پسر بنامهاي ابول و رجبعلي و نادعلي و غلامعلي و قنبرعلي و يك دختر بنام صديق ( همسر حسين حاج صفر ) بوجود آمدند .

حاج ابوالفضل ( ابول ) با ثمر دختر قابضي ازدواج كرد و حاصل آن دو پسر بنامهاي غلامرضا و عليرضا و دو دختر بنام انيس و حاج خانم بودند و پسرانش پس از تحصيلات ابتدايي و خودش هم بعد از انقلاب به تهران و كرج مهاجرت كردند . انيس به همسري احود آقاحسين درآمد كه به اراك مهاجرت كردند . رجبعلي با خواهر حاج رسول ازدواج كرده و پسر بنامهاي نجفعلي و يوسف و      دارد .

نجفعلي پس از انقلاب يكي از شعار گويان و مداحان اصلي كميجان شد و به ستاد نماز جمعه پيوست و در آموزش پرورش كار ميكند ، يوسف و    به    مهاجرت كردند و       .

غلامعلي كه از مدتها پيش به تهران مهاجرت كرده و در رشتة    كار ميكرد .

قنبرعلي با دختر مصطفي  ازدواج كرد و به تهران مهاجرت كرد و به كار  مشغول بود و پسرش      و دخترش به ازدواج    فرزند ابراهيم بهادري درآمد .

نادعلي با كبري ازدواج كرد و پسر بنامهاي علي و ولي و     بوجود آمدند و تعدادي از بچه هايش از كميجان مهاجرت كرده و به شهرهاي    ساكن شدند ، خودش و بعضي از پسرانش كه در كميجان مانده اند به كسب و مغازه داري مشغول شده اند .

يزدي ها

فرزندان مشهدي محمد يزدي بوده اند و از وي چهار پسر بنامهاي كربلايي يدالله و حاج ابوالقاسم و حاج روح الله و حاج اسد بوجود آمدند .

از كربلايي حسين يزدي هم پسري بنام ملاموسي بوجود آمد كه پسرانش ميرزا نبي الله و عزت الله هردو تعزيه خوان و رسام بودند و نقشة قالي ميكشيدند .

پسران ميرزا نبي الله نادعلي و محمد و ذبيح الله و عزيزالله و .... بودند كه دو نفر اخير الذكر هنوز هم به رسم نقشه اشتغال دارند و پسران عزت الله هم كه خودش پس از ترك كار نقشه كشي به عكاسي پرداخت و اولين عكاسي را در كميجان براه انداخت و خبرنگاري روزنامه اطلاعات را بعهده گرفت ، اسماعيل و مهدي و ... هستند .

 

فخارها

كوزه گران را مي گفتند و دو گروه شدند ، عده اي به همان اسم فخار و فخارنيا اكتفا كردند و عده اي نيز اسم خود را به محمدخواه تغيير دادند ولي اين دو گروه قرابتي با يكديگر نداشتند و تشابه اسمي صرفاً بدلايل صنفي بوده است .

فخارنيا ها

محمدخواه ها

 علي نامي پسري بنام كتابعلي داشت كه با زني بنام مارال ازدواج كرده و پسري بنام محمد و دختري بنام        كه به فتح آباد شوهر كرد بوجود آمده بود .

حاج محمد كه كوزه گر بود با ليلان دختر كربلايي نبي خدايار ازدواج كرد و حاصل اين ازدواج دو پسر باسامي خليل و جليل و دو دختر به نامهاي عالم و هاجر ( مريم ) بود .

خليل الله كه مغازه دار بود ، با شهربانو دختر قيه علي ازدواج كرد و 7 پسر و دو دختر بدنيا آوردند ، بنامهاي عطاء كه معلم بود و با يك خانم معلم اراكي بنام نسرين معصومي ازدواج كرد و به تهران مهاجرت نمود و سپس به طلافروشي تغيير شغل داد ، ناصر كه پزشك و جراح پلاستيك شد و با يك خانم نرس بنام شهلا رجايي ازدواج نمود و به تهران مهاجرت كرد ، حسين كه دانشجوي حقوق دانشگاه تهران و فرد بسيار مؤمن و باهوشي بود و  محسن كه به شغل طلافروشي پرداخت و با اكرم دختر ايـپكعلي ازدواج و به تهران رفت ، احمد كه دكتراي داروساز است و با سيمين دختر   ازدواج و ساكن تهران است ، محمد با سيمين ازدواج و ساكن تهران و طلافروش است و علي كه با فاطمه دختر عمه اش ازدواج كرد و به كميجان برگشته و در همانجا به شغل طلافروشي مشغول است .

جليل كه بخش كشاورزي خانواده را بعهده گرفته بود و به امور فني هم بيعلاقه نبود ، در هيچ رشتة بخصوصي وارد كار قطعي نشد ولی مدتها بعنوان کارمند آموزش و پرورش خدمت کرد .

او با مريم دختر مشهدي تـقي جاويد ازدواج كرد و حاصل ازدواج آنان نيز 4 پسر بنامهاي منوچهر و منصور و مسعود و مهدي و سه دختر ، بنامهاي صغري و زهرا و سهيلا بودند . منوچهر با زهرا دختر دايي اش مسيب ازدواج كرد و سه دختر دارد و ساكن تهران است ، منصور با دختري از تركهاي اردبيل ازدواج و يك پسر دارد و ساكن تهران است ، مسعود با دختر اکبرآقای بهبوديازدواج نموده و ساكن تهران است و مهدي مجرد و ساكن كميجان است ، غير از مسعود بقية پسران حاج جليل به كار طلافروشي مشغول هستند . از دخترانش صغري باسيد رضا حسيني و زهرا با حسين فضل آبادي ازدواج و ساكن كميجان شدند و سهيلا با مرتضي براتي از اهالي فضل آباد ازدواج كرد و به تهران مهاجرت كردند .

عالم دختر حاجي محمد با قربانعلي پسر ابراهيم ايلديريم ميرزا ازدواج نمود و حاصل آن ازدواج چهار پسر و پنج دختر بود .

 مريم ( هاجر) دختر حاجي محمد با مسيب پسر مشهدي تـقي جاويد ازدواج نمود و حاصل آن ازدواج سه پسر و سه دختر بود .

امامي ها

فرزندان و نوادگان نبي خان بودند كه از دوپسرش حاج نقي و تقي و دو دخترش جهان و گوهرتاج بوجود آمدند ، جهان به مردي در روستاي امام درويشان ازدواج كرد و فرزندانش احمد و محمود و ... هستند و گوهرتاج هم با         ازدواج نمود كه مشهدي قربان آقداشلي حاصل ازدواج آندو است .

 مشهدي قربان با گل آفرين خواهر مشهدي تـقي جاويد ازدواج كرد و حاصل ازدواجش دو دختر باسامي صديق و فاطمه و يك پسر بنام يحيي است كه صديق و يحيي پس از ازدواج به تهران مهاجرت كرده اند .

دومين همسر مشهدي قربان ربيعه و از بهادري هاست و از او يك پسر بنام حسن سعادتي راد كه عضو نيروي انتظامي است و  چندين دختر باسامي زهرا و زرين و خوشقدم و   بوجود آمده اند و همگي پس از ازدواج در كميجان سكونت دارند .

حاج نقي كه علاوه بر كشاورزي به مغازه داري هم مشغول بود ، با محبوب دختر مشهدي تقي جاويد ( جابري ) ازدواج كرده و حاصل آن چهار پسر بنامهاي عباس ( كارمند روزنامة جمهوري اسلامي ) نورالدين ( طلافروش ) و هر دو به تهران مهاجرت كرده اند وفريدون و حسين رضا ( مغازه دار) كه ساكن كميجان هستند و دختري بنام خانوم كه به همسري احمدآقا نوروزي اهل عيسي آباد و ساكن تهران درآمده است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 سادات كميجان

 

 

حسيني ها

 سيدها و فرزندان و نوادگان آقا سيد قاسم را ميگويند كه از فرزندان سيدحسين فرزند سيد محمد فرزند سيد ميرملك وفسي هستند .

مادر سيدقاسم صاحب سلطان نام داشت و خودش سه زن گرفته بود ، گلزار را طلاق داد و از زني بنام صغري دو دختر بنامهاي عزيزآقا و سجاده بدنيا آورد و از زن ديگرش كه معصومه نام داشت سه پسر بنامهاي سيد محسن و سيد عباس و سيد احمد بوجود آمدند .

سيد محسن كه براي انجام خدمت سربازي به تبريز اعزام شده بود ، در همانجا با دختري از اهالي تبريز بنام منصورة جودسخا ازدواج كرد و ماندگار شد و حاصل ازدواج آنان سه پسر بنام مرتضي و اسماعيل و كمال و يك دختر بنام اشرف است .

مرتضي پس از پايان تحصيلات دبيرستان در تبريز با دختري بنام مينا ازدواج نمود و سپس به تركيه مهاجرت كرد و در آنجا ادامة تحصيل داد و در رشتة حقوق فارغ التحصيل شد و بكار وكالت در شهر ازمير پرداخته و ساكن همان شهر شد و پسري بنام   دارد .

اسماعيل پس از ترك تحصيل با فاطمه دختر حاج خسرو جاويد ازدواج كرد و در نتيجه پسري بنام شاهين بوجود آمد كه همگي ساكن تبريز هستند .

كمال در رشتة راه و ساختمان درس خوانده و پس از فراغت از تحصيل يك شركت خدمات كامپيوتري در تبريز تأسيس نموده و ساكن همان شهر ميباشد .

 اشرف در سال 57 با اكبر جاويدراد فرزند حاج مسيب جاويد ازدواج كرد و يك پسر بنام اميد و دختري بنام آرزو دارد .

سيدعباس كه بكارهاي مختلفي از قبيل نانوايي و قهو خانه داري و مغازه داري و قنادي و شيريني فروشي پرداخته و اولين قنادي را در كميجان تأسيس كرد با خوشقدم دختر مشهدي تقي جاويد ازدواج كرد .

حاصل ازدواج آنان6 پسر بنامهاي سيدمحمد و محمود و رضا و حسين و حسن و علي و دختري بنام فاطمه است كه پس از فراغت از تحصيل با ابوالفضل فخرالاسلام كميجاني كه دبير دبيرستانهاي اراك بود ازدواج نموده و سه پسر و يك دختر دارد .

محمد با بتول دختر رضاقلي بهادري كه در ضمن دختر عمه اش بود ازدواج نمود و حاصل آن يك پسر و سه دختر بنامهاي يوسف و زهرا و مريم و نرگس اند ، محمود با معصومه دختر حاجي قربان ازدواج كرده و حاصل آن بنامهاي مهدي و عابد و ساجد و است .

رضا با صغري دخترخاله اش ازدواج كرده و پسرانش باسامي مرتضي و مصطفي و   اند حسين با دختر عالم قربانعلي ايلديريم ميرزا بنام شهناز ازدواج نموده و دختري بنام راضيه دارد ، حسن با زهره دختر ايپكعلي ازدواج كرده و با حاج محسن محمدخواه باجناق شد .

علي سرباز است و ته تغاري خانواده سيد عباس حسيني .

 سيد احمد از همان ابتدا دچار نقصان در عقل ادراك بود و جنون دارد . سجاده به رضاقلي بهادري شوهر كرد و حاصل ازدواجشان سه دختر و سه پسر بنامهاي محبوبه ، بتول ،   و نصرت الله و عزت الله و محمد است .

 نصرت الله معلم و ساكن كميجان است و عزت الله كارمند و به اراك مهاجرت كرده است و محمد

عزيزآقا كه به حاج محمد حسين سهرابي از اهالي ايستهري ازدواج كرده بود فرزندي نداشت و اين حاج محمد حسين كه با همسرش به تهران مهاجرت نموده و در سي متري جي ساكن شدند ، در شكسته بندي و كارهاي ارتوپدي استادي بتمام معنا است و برادرانش نيز در اين رشته كه گويا از پدرشان بارث برده اند مهارت زيادي دارند .

 

ناطقي ها  حداديها  زلفي ها  مهديزاده ها

كه غالبا به تهران مهاجرت كردند .    

خوشخبري ها  قابضي ها

دو تيره بودند تيره اي فرزندان شاسلطان و تيره اي بستگان آهنگرها

تجلي ها

 فرزندان و نوادگان آقاحسين بودند و اكبرآقا و احمد تجلي و

دارابي ها

كه فرزندان داراخان بودند و از

مرادي ها ، شفیعی ها و طهماسبی ها

 قربانعلي و احمدآقا و محمودآقا

صفي الله مرادي و حسن مرادي

اسلامي ها

 فرزندان و نوادگان اسلامعلي و

اسلامي ها

 فرزندان و نوادگان جعفرقلي وابرامعلي اينا هستند

اميني ها ضيغمي ها

شاهمراديها  جيران ها  ميوه ها  شاهورديها

حاجيلوها

 

 

Mohammad Komijani
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

صفحات دوستان


فرزندان كميجان

چؤگور

كميجان خبر

كميجان 1

چرگزي كميجان

عاقبت به خير

درباره نويسنده

شعر كميجان

هنر كميجان

حاج رضوان

دائرةالمعارف کميجان



انساب كميجان

ايلهاي برچلو و بزچلو

تاريخ و جغرافياي كميجان

تعزيهخواني در كميجان

داداشعلی كلوانی

شهداي كميجان

عراقي - شاعر كميجان

فرهنگ و آداب كميجان

گؤللر و قوش دره

مشهدي تقي جاويد

نامداران كميجان

درباره نويسنده

1 كميجان

تصاوير کميجان



Komijan2002

Komijan View

Komijan Home Pages


GeoCities

IranSeek

Ryze

WebSpawner

سايتهاي مرتبط با بورچالي



روزنامه نويد آذربايجان

(بورچاليهاي (نقده

بورچاليهاي گرجستان

قالي بورچالو

موسيقي بورچالي


آمار بازديد


پرشين‌بلاگ