komijan family tree - شجره و انساب کمیجان

۱۳۸٦/۳/٩

استمداد از دوستان

آقایان ابوالفضل موسوی و علی اکبر خسروبگی

دوستان عزیز و گرامی

وقتی یک چشمه ای به مخزن بزرگی همچون مردم شریف کمیجان و روستاهای اطراف آن وابسته باشد میتواند همیشه آبدار و تر و تازه باشد و بر خود ببالد .

اطلاعاتی که یکی از دوستان عزیز برایم فرستاده بود و من در پست قبلی ارائه کردم بخوبی نشان میدهد که اگر خوانندگان عزیز مرا حمایت نکنند و به کمکم نشتابند من خود چیز زیادی برای ارائه به محضر عزیزان ندارم .

بنابراین در پاسخ بیادداشت قبلی شما دو عزیز ( از آموزش و پرورش کمیجان ) بعرض میرسانم که اولا شما دو عزیز خودتان هرچه میتوانید برای من اطلاعات بفرستید بنام خودتان منتشر خواهم کرد .

ثانیاٌ خودتان نیز میتوانید برایگان صاحب وبلاگ مستقلی شده و اطلاعات خود را نشر دهید .

موفق باشید چشم براه مطالبتان هستم .

Mohammad Komijani
 
۱۳۸٦/۳/٩

شجره نامه شفیعی ها و مهاجری ها

دوست نادیده و عزیزم شفا از روی لطف و بزرگواری اطلاعاتی را در زمینه انساب شفیعی ها تنظیم و برایم ارسال نموده اند که ضمن سپاس و تشکر بیکران از ایشان ، ضمن آرزوی طول عمر برای تمامی جوانان و زندگان این شجره شریف ، برای شهدای آنان ( شهید حسین محمدی و شهید حمیدرضا کمیجانی ) طلب مغفرت و علو درجات داشته و از محضر آن بزرگواران طلب شفاعت میکنم . در خاتمه از آن عزیز نیز استدعا میکنم جایگاه خودش را در این شجره شریف مشخص و خودشان را نیز برای ما و خوانندگان عزیزمان معرفی نمایند . ترجیحا با عکس و تفصیلات .

و این هم مطالب گرانقدری که ایشان لطف نموده و ارسال کرده اند :

انساب شفيعي‌ها

از گذشته دور فردي به نام "بهبود" به كميجان مهاجرت مي‌كند (به روايتي از قفقاز) كه به "بهبود مهاجر" معروف است. فرزند وي "محمدشفيع" بوده است و فرزند او "كربلائي بهبود" مي‌شود. فرزند كربلائي بهبود،‌ استاد عباسعلي (خياط)  بوده است. فرزندان استاد عباسعلي: چراغعلي و ملاحسين بوده‌اند.

 فرزندان ملاحسين:

"ميرزا باقر" و "شيخ تقي" بوده‌اند؛‌ كه در هنگام انتخاب فاميل" مهاجري" را انتخاب كردند. (برگرفته از بهبود مهاجر). فرزندان "ميرزا باقر": حاج ابوالحسن مهاجري و حاج محمد حسن مهاجري بودند. (زندگي در اراك) فرزندان شيخ تقي هم بدري‌الملوك،‌ شمس‌الملوك و ... هستند كه دامادشان ،‌ دكتر دادخواه مي‌باشد.

فرزندان چراغعلي:

"حاج عبدا..." و " حاج مسيب " بودند كه در هنگام انتخاب فاميل " شفيعي" را انتخاب كردند. (برگرفته از محمدشفيع) . (همسر چراغعلي، خانمي بود كه از يزد به همراه برادر خود به نام كربلائي ميرزا علي به كميجان آمده بودند. كه خواهر با چراغعلي ازداواج مي‌كند و فرزندان او شفيعي هستند. و برادرش پدر بزرگِ‌ پدرِ حاج نقي يزدي و برادرانش مي‌باشد. )

فرزندان حاج مسيب كميجاني:

آقاي عباسعلي و خدابخش شفيعي هستند كه هر دو در تهران زندگي مي‌‌كنند.

فرزندان حاج عبدا... شفيعي:

حاج محمود شفيعي،‌ حاج ابوالقاسم شفيعي و كربلائي احمد شفيعي، حاج قمر و زهرا شفيعي هستند. (همسر حاج عبدا... شفيعي، فاطمه كميجاني، دختر كربلائي زلفعلي مي‌باشد.) فرزندان حاج محمود شفيعي: مهندس غلامرضا شفيعي، مهندس طوبي،  عليرضا،  بدري‌الملوك، شمس‌الملوك ،‌ فاطمه و محمدرضا شفيعي هستند. (زندگي در تهران)

فرزندان كربلائي احمد شفيعي:

محمدعلي،  صديقه و عباس شفيعي هستند. ( همسر احمد شفيعي،  طاهره نطاقي،‌ خواهر حاج محمد نطاقي بودند) حاج قمر شفيعي با حاج محمد نطاقي ازدواج كردند كه حاصل آن 6 فرزند پسر و 3 فرزند دختر مي‌باشد كه در انساب ناطقي‌ها مي‌آيد. زهرا شفيعي با حاج درويش كميجاني ازدواج كردند كه در انساب كميجاني ها مي‌آيد.

فرزندان حاج ابوالقاسم شفيعي:

معصومه شفيعي (همسر شهيد "حسين محمدي" كه در ارديبهشت سال 1367 در منطقه فاو به درجه رفيع شهادت نائل آمد. ) كبري ،‌ مدينه ،  محمدرضا و دكتر ناهيد شفيعي مي‌باشند. فرزند كوچك حاج ابوالقاسم شفيعي،  استاد دانشگاه (ناهيد شفيعي)  و 2 نفر از نوه‌هايش (فاطمه كميجاني و اميرحسين كميجاني فرزندان مدينه شفيعي)،  سالهاي پاياني رشته پزشكي را مي‌گذرانند. 1 نفر از نوه‌ها ( فاطمه محمدي،‌ فرزند معصومه شفيعي) داراي دكتري داروسازي از دانشگاه تهران مي‌باشد. دامادهاي حاج ابوالقاسم شفيعي، شهيد حسين محمدي ( همسر معصومه خانم)،  حاج حسن كميجاني فرزند صفرعلي (همسر كبري خانم)، حاج محمد كميجاني فرزند حاج علي عباس ( همسر مدينه خانم) و مهندس محمدمهدي پروانه ( همسر ناهيد خانم) مي‌باشد.

همسر حاج ابوالقاسم شفيعي،  حاج فاطمه كميجاني هستند. پدرشان "كربلائي محمد " بود و پدر ايشان " كربلائي زلفعلي" بودند كه بناي اوليه "مسجد كهنه قلعه" را بنا گذاشتند. (منزل كربلائي زلفعلي دقيقا" در كنار مسجد كه هنوز از آثارش باقي مانده است) مادر حاج فاطمه كميجاني، مشهدي رقيه بود. مادر وي "بي بي خانم" بودند كه سه فرزند پسر به نامهاي قربان بگ بهادري، كربلائي قهرمان بهادري و همتعلي بهادري هستند كه بهادري‌هاي "آب‌عيسي‌آباد" از اين نسل مي‌باشند.

همچنين تعدادي از سلطاني‌هاي "آب‌عيسي‌آباد" (فرزند صفيه بهادري)  پسرخاله‌هاي حاج فاطمه كميجاني (همسر حاج شفيعي) هستند. كربلائي محمد يك دختر و يك پسر دارند كه دخترشان همسر حاج شفيعي و پسرشان عليرضا كميجاني مي‌باشد كه با دختر حاج رضا ضيغمي ازدواج كردند.  و داراي 4 پسر به نامهاي غلامرضا،  غلامعلي،  علي اكبر و علي و 3 دختر به نامهاي معصومه،‌ زهرا و فاطمه مي‌باشند. يكي از پسران ايشان به نام "حميدرضا كميجاني" در بهمن 1365 در منطقه شلمچه در عمليات كربلاي 5 ، به درجه رفيع شهادت نائل آمد.

Mohammad Komijani
 
۱۳۸٦/۳/٢

مطالب تکمیلی خانواده طهماسبی های کمیجان

آنچه در یادداشت و پست قبلی برای من هم مفهوم نبود ، وضع دو سه نفر از افراد خانواده

طهماسبی ها بود ، خوشبختانه در همین ایام ابوی (حاج مسیب جاویدراد) در تهران حضور یافت و

من یادداشت های نادر را برایش خواندم و ایشان برخی از ابهام های مرا برطرف نمودند .

ایشان ضمنا میگفتند که مدتی با مرحوم حاج پرویز فرزند شیرین خانم همکلاسی بوده اند .

۱- پدر حسین رضا طهماسبی که مدتی را با خود بنده همکلاسی بوده است نامش محمدعلی  بود که در توصیحات نادر از قلم افتاده است .

۲- محمدعلی و قربانعلی هر دو فرزندان محمدقلی(ممدقلی) بوده است که برادر صفرعلی بوده  است .

۳- نامه و یا قاصدی اگر ممدقلی ارسال کرده باشد برای خواستگاری از دختر صفرعلی ، پروین   برای همین فرزند ارشدش محمدعلی بوده است و نه برای محرمعلی .

۴- خانم پروین همسر محمدعلی و مادر حسین رضا و سایر فرزندانش است .

از خانواده ها و بستگان طهماسبی ها خواهشمندم چنانچه اشتباهی دیدند مرا راهنمایی بکنند .

Mohammad Komijani
 
۱۳۸٦/۳/۱

نسب خانوادگی شیرین خانوم

 

 

 

مطالبی که در زیر میاید یک فایل اطلاعاتی است که از طرف بزرگواری بنام آقای نادر طهماسبی برای من ارسال شده است و ایشان با لطف خود مرا به بخشی از انساب کمیجان آشنا نموده اند . بویژه در مورد بانوی محترم و گرامی و خوشنامی بنام محروم شیرین خانوم ، قابله مهربان و معروف کمیجان.

 

 

 

سلام مهندس جان

 

 

 

با توجه به علاقه جالب و پسندیده شما به فرهنگ و سنت اهالی کمیجان که از آن بسیار خوشم آمد این عریضه را برای کامل کردن بانک اطلاعات شما می نویسم . امید است شرایطی پیش بیاید تا این خاطرات و شجره نامه ها بطور دقیق در کتابی ثبت شود .

 

 

 

آنطور که پدر خدا بیامرزم حاج پرویز طهماسبی تعریف می کرد پدر پدر بزرگم یک هفت تیر ساز مقیم طهران قدیم بوده است .

 

 

 

سنگ قبر وی تحت عنوان استا قلی طهرانی تا مدتها قبل ( من هفت سال است کمیجان نیامده ام ) در قبرستان کنار مسجد کهنه افتاده بود . در روی سنگ قبر وی نقش دو تفنگ بصورت ضربدر وجود داشت و نام استا قلی طهماسب طهرانی متوفی به سال 1264 ه.ق ثبت است . آخرین باری که این سنگ قبر را دیدم ( 1375) این سنگ از وسط شکسته بود .

 

 

 

وی گویا توسط خانهای کمیجان در سفری که به تهران داشتند اجیر می شود و در کمیجان همسری اختیار می کند که از اصل و نسب وی چیزی نمی دانم . از وی پسرها و دخترهایی بدنیا می آیند .

 

 

 

جالب است بدانید که یکی از عمه های پدرم تا 1358 در شهرستان نیشابور زندگی می کرد و در آنجا با آقای تقی آبادی پسر عمه بابای من زندگی می کرد . اینکه چگونه عمه بابام در نیشابور( تقی آباد) سر و کله اش پیدا شد چیزی نمی دانم ولی به احتمال قوی حاصل یک ازدواج با اهالی این روستا بوده است . الان پسر های آقای تقی آبادی در این شهر هستند .

 

 

 

یکی دیگر از عمه های دیگرش کور بود و در یکی از روستاهای اطراف کمیجان که نامش را فراموش کردم زندگی می کرد . من وقتی با پدرم به کمیجان می رفتم همیشه به بابام اصرار می کردم که حتما پیش این عمه ام برویم ! یکی دیگر از عمه های بابام نیز همراه با شوهرش که کار اداری پیدا کرده بود به تهران مهاجرت می کند که در باره اش صحبت خواهم کرد .

 

 

 

اما داستان دو عموی پدرم جالب تر است . نام پدربزرگم صفرعلی بود و نام عموی پدرم را به خاطر ندارم ولی شاید بتوان نامش را از حسین رضا طهماسبی استعلام کرد .  

 

 

 

صفرعلی وارد نظام می شود و عموی پدرم در کمیجان می ماند . صفرعلی در نظام دوره افتخار را طی می کند و به مقام سرگردی ( زمان رضا شاه ) می رسد و به سبب همین موقعیت شغلی به شهرستان هشتپر طوالش مامور می شود . عکسی از وی موجود بود که قیافه اش شباهت زیادی به برادر بزرگم ( جمشید ) دارد . منتهی عکس بطور مرموزی گم شده است و نمی دانم کدام یک از بستگان آن را کش رفته اند !  

 

 

 

صفرعلی در رشت سه تا زن اختیار می کند . زرین تاج ، شیرین و یک زن دیگر که نامش را نمی دانم . این زن غریبه بعد از گرفتن طلاق با بچه پسرش راهی شهرستان چالوس می شود که ما هیچ خبری از آنها نداریم .

 

 

 

شیرین خانوم یک سیده اهل روستاهای خلخال بوده است که گویا در بیمارستان رشت کار قابلگی کرده و ان را خوب یاد گرفته بود و از عکسهایش معلوم است در جوانی زنی خوشرو بوده است .

 

 

 

زرین تاج را هم نمی دانم واقعا اهل کجاست ولی احتمال قوی می دهم وی کمیجانی بوده است . زیرا بچه اول وی بنام محرمعلی در کمیجان بدنیا امده است . پدرم از زرین تاج خیلی تعریف می کرد و گویا زن بسیار خوبی بوده است. صفرعلی از همسرش زرین تاج سه بچه محرم ، پریوش ( که کر و لال بوده است ) و خسرو را داشت .

 

 

 

صفرعلی از شیرین خانوم یک پسر بنام پرویز و یک دختر بنام پروین می آورد .

 

 

 

پدربزرگم زمانی که پدرم تنها هفت سال(1312) داشت در رشت سکته می کند و می میرد . قبر وی در تالش است منتهی به علت پیشروی دریا قبر وی با وجود تلاش پدرم یافت نشد . اما در این اثنا نامه عموی پدرم فرا می رسد که در آن از صفرعلی خواسته شده بود که پروین را به نکاح پسرش محرمعلی در بیاورد . با توجه به بی سرپرست شدن جمع خانوادگی آنها از خدا خواسته راهی کمیجان می شوند .

 

........

 

بستگانی که از هشتپر راهی کمیجان شدند فامیل طهماسب نظامی دارند . دلیلش هم این است که وقتی صفرعلی جهت گرفتن شناسنامه به اداره ثبت احوال رشت مراجه می کند ، درخواست نام خانوادگی طهماسبی را می کند ولی چون طهماسبی قبلا در رشت صادر شده بود کارمند آن اداره به خاطر لباس نظامی پدربزرگم نام خانوادگی طهماسب نظامی را در شناسنامه اش ثبت می کند ولی بستگان عموی پدرم در اراک نام خانوادگی طهماسبی را گرفتند .

 

 

 

با رسیدن خانواده پدرم ، پروین به نکاح محرمعلی در میآید . از برادرهای محرمعلی می توانم به قربانعلی اشاره داشته باشم .از خواهرهایش به مرحومه فاطمه و زرین طلا می توانیم اشاره داشته باشیم .

 

 

 

 زرین طلا به عقد محرم عمویم در امد که الان مقیم تهران هستند . قربانعلی هم داستانی دارد ولی او پس از گشت و گذار زیاد به کمیجان امده است و پسرهایش اکنون مقیم تهران هستند .

 

 

 

خانواده پدرم در خانه صفرعلی در کمیجان که چسبیده به خانه عمویم است مقیم شدند . این منزل هم اکنون نیز موجود  است .

 

 ( 1312) در کمیجان پدرم با دختر حسین دشتبان کمیجان ازدواج می کند (1326) . جالب است بدانید که تمامی پسرهای صفرعلی به سبب اهمیتی که صفرعلی برای سوادآموزی داشت ، با سواد بودند .

 

 

 

الان کتابی خطی به زبان ترکی پدرم با قلم نوشته است . البته کتاب گویا کپی برداری از یک کتاب دیگر بوده است ولی در نوع خود جالب است و من ان را خیلی دوست دارم . تاریخ پایان کتاب سال 1327 ثبت شده است .

 

 

 

دو پسر اول پدرم در سن طفولیت در کمیجان دیفتری می گیرند و می میرند . در آن زمان پدرم و عموهایم بخاطر اینکه سرشان کلاه رفته بود و هیچ ملک و املاکی نداشتند  راهی تهران شده بودند .

 

 

 

پدرم خدمتکار پرفسور حکیم شد . ( البته بین خودمان بماند ) پدرم در انزمان به خانه عمه اش که گفتم با شوهرش راهی تهران شده بود زیاد رفت و آمد می کرد .

 

 

 

خانواده عمه ام نسبتا پولدار و اشرافی بودند و از اولین کمیجانی های مهاجر به تهران محسوب می شدند . پسرعمه بابام با دخترعموی بابام در تهران ازدواج کرد . پسرعمه بابام گویا زمانی در تیم ملی بسکتبال ایران بازی می کرده است و ادم بسیار خوشنامی بود و من قیافه وی را بخوبی بیاد دارم .

 

 

 

بدنبال فوت دو برادرم ، پدرم مادرم را به تهران می اورد و در تهران پسر سومشان هم فوت می کند ولی بعد از آن بقیه پسرها (3) و دخترهایش (2) سالم هستند .

 

 

 

نام دایی من که اکنون مقیم کمیجان است ، درویشعلی است که از پسرهایش عزیزالله در تهران است و رضا در کمیجان ساکن می باشد . عمه و شوهر عمه من هم حدود دو سال پیش فوت کردند ولی از بستگانشان پسرش محمدرضا در کمیجان ساکن است و بقیه دخترها و پسره مقیم تهران هستند .

 

 

 

از پسرهای معروفش حسین رضاست که زیاد به کمیجان می آید و داماد آقای ضیغمی است . پسر دیگرش غلامرضا نام دارد .  

 

 

 

 

 

                                                                                  با تشکر- نادر

 

 

 

 اگر سوال داشتی ما در خدمتیم !        

 

 

 

خیلی ممنون عزت شما مستدام باشد . امیدوارم کسی از مطالب دلگیر نشود .

 

 

 

Mohammad Komijani
 
۱۳۸٦/۳/۱

شیرین خانوم

بعد از مدتها ، یک روز به وبلاگ شجره نامه کمیجانی ها سر زدم و در آنجا با یادداشتی از دوستی مواجه شدم که علت نام نبردن من از خانواده های طهماسبی کمیجان را جویا شده بود . و با کمال گشاده دستی پیشنهاد کمک و همکاری داده بود .

بعد از چندین جلسه مکاتبه و تبادل یادداشت های مختلف متوجه شدم که ایشان آقای نادر نظامی طهماسبی نوه پسری شیرین خانم قابله معروف و مرحوم کمیجان هستند و چقدر از آشنایی با ایشان خوشوقت شدم . در انتظار دریافت اطلاعاتی از ایشان هستم تا برایتان بنویسم .

یکبار دیگر از همدلی و همراهی ایشان سپاسگزاری میکنم

Mohammad Komijani
 
۱۳۸٦/۳/۱

شفا شفیعی ها را پیگیری می کند

شفا نوشته است :

با سلام، اينجانب انساب شفيعي ها را به طور كامل تنظيم كردم. ولي چ.ن از 1024 حرف خيلي بيشتر است در اين قسمت نمي توان قرار داد. نتونستم آدرس ايميل شما را هم پيدا كنم. لطفا آدرس ايميل خودتان را به آدرس شفا ارسال فرمائيد تا بتوانم مطالب را كه در WORD تنظيم كردم، ارسال دارم. با تشكر

na_sogratsamandar@yahoo.ca

بدینوسیله از این دوست عزیز تشکر و قدر دانی میکنم و خوشحال میشوم که  با ارسال عکس و مشخصات خودشان ، هرگونه عکس یا سندی از میرزا ابوالقاسم شفیعی مرحوم و اخویشان و سایر بستان دارند مرا یاری نمایند .

اضافه میکنم که چنانچه مقدار یادداشت شما بیش از ۱۰۲۴ حرف شد و قسمت یادداشت ها آنرا قبول نکرد ،‌آنرا می توانید به دو یا سه یا ۴ بخش تقسیم و بوطر پشت سر هم در یادداشتهای جداگانه بفرستید .

ایمیل بنده هم اینست :

komijan2002@yahoo.com

Mohammad Komijani
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك

صفحات دوستان


فرزندان كميجان

چؤگور

كميجان خبر

كميجان 1

چرگزي كميجان

عاقبت به خير

درباره نويسنده

شعر كميجان

هنر كميجان

حاج رضوان

دائرةالمعارف کميجان



انساب كميجان

ايلهاي برچلو و بزچلو

تاريخ و جغرافياي كميجان

تعزيهخواني در كميجان

داداشعلی كلوانی

شهداي كميجان

عراقي - شاعر كميجان

فرهنگ و آداب كميجان

گؤللر و قوش دره

مشهدي تقي جاويد

نامداران كميجان

درباره نويسنده

1 كميجان

تصاوير کميجان



Komijan2002

Komijan View

Komijan Home Pages


GeoCities

IranSeek

Ryze

WebSpawner

سايتهاي مرتبط با بورچالي



روزنامه نويد آذربايجان

(بورچاليهاي (نقده

بورچاليهاي گرجستان

قالي بورچالو

موسيقي بورچالي


آمار بازديد


پرشين‌بلاگ